[ad_1]

تیاین یک یادداشت است اینکه هیچ مشاغل خوبی در اقتصاد مدرن وجود ندارد به اندازه گفتن این که لیونل مسی در فوتبال خوب است ، مسلم نیست. کارشناسان ناپدید شدن موقعیت های پایدار سال گذشته ، جایی که مردم یک روز عادلانه برای حقوق عادلانه کار می کردند را رد می کنند. “همه مشاغل خوب کجا رفته اند؟” یکی از کتاب های اخیر تعجب می کند ، در حالی که کتاب دیگری در مورد “ظهور سیستم های اشتغال قطبی و نامشخص” صحبت می کند. پس از دونالد ترامپ ، جو بایدن رئیس جمهور وعده داد که مشاغل “خوب” را باز خواهد گرداند. اما اگر کل بحث بر پایه های ناپایدار باشد ، چه می شود؟

او قطعاً فاقد شعور تاریخی است. بحث کنونی را با بحث در دوران رونق آمریکا پس از جنگ مقایسه کنید. تعداد کمی از مردم معتقد بودند که آنها در عصر طلایی کار زندگی می کنند. در عوض ، مفسران پر از اضطراب بودند و نگران “آبی های یقه آبی” بودند. آنها گفتند که مشاغل اتحادیه ای در کارخانه – دقیقاً همان چیزی که سیاستمداران امروز مشتاق بازسازی آن هستند – شامل کارهای تکراری و خطرناک است که تمام ماهیچه ها را درگیر می کند و فاقد مغز است. دیگران نگران دستمزد بودند. یک مقام ارشد وزارت کار ایالات متحده در سال 1970 گفت: “کارگران” به طور فزاینده ای از سیستمی ناامید می شوند که احساس می کنند بازده رضایت بخشی برای کار آنها به همراه نخواهد داشت.

در واقع ، این تصور که جهان کار در حال فروپاشی است به قدمت خود سرمایه داری است. ژان شارل لئونارد دی سیسموندی ، نویسنده سوئیسی که از کارل مارکس الهام گرفته است ، می گوید کارخانه ها مردم را به هواپیماهای بدون سرنشین تبدیل می کنند. جان استوارت میل در اواسط قرن 19 نگران بود که ظهور سرمایه داری باعث افول اجتماعی شود. او می ترسید که مردم روی هیچ چیز تمرکز نکنند جز این که پولشان را به احمق تبدیل کنند (فقط به آمریکایی ها نگاه کنید ، او هشدار داد). ظهور مشاغل بزرگ و کار روی یقه سفید در آمریکا نگرانی های جدیدی را ایجاد کرده است. به زودی پیش بینی شد که مردان خانگی در گذشته با هواپیماهای بدون سرنشین شگفت انگیز شرکت جایگزین می شوند که آنچه را که به آنها گفته شده بود انجام می دادند.

این تنها دلیل زیر سوال بردن روایت بدبینانه امروز نیست. با هر معیار معقولی ، کار امروز بهتر از گذشته است. دستمزد بالاتر است ، ساعات کار کوتاهتر است و حوادث صنعتی کمتر اتفاق می افتد.

گفتن اینکه آیا کارگران بیشتر از کارشان از کار خود لذت می برند یا نه ، دشوارتر است. گالوپ ، جامعه شناس ، با مهربانی تعدادی از نظرسنجی های رضایت شغلی را در سال های 1960 و 1970 به بارتلبی ارائه داد. مطمئناً گمانه زنی های کمی وجود دارد که کارگران آن زمان از امروز شادتر بوده اند. داده های قابل مقایسه تر ، همچنین از Gallup ، بهبود تدریجی رضایت شغلی را از اوایل دهه 1990 نشان داده است. سال گذشته ، 56 درصد از کارکنان آمریکایی گفتند که از کار خود “کاملاً” راضی هستند ، رکوردی بی سابقه برای تمام دوران. “پیش آماده سازی” رو به رشد کارگران ناامن تیترهای بسیاری را دریافت می کند. اما 90 درصد از کارکنان آمریکایی در سال 2020 گفتند که از امنیت شغلی خود به طور کامل یا تا حدی راضی هستند ، در حالی که در سال 1993 این میزان 79 درصد بود.

اگر داستان مشاغل بد بر حقایق می افتد ، چرا اینقدر گسترده – و بسیار شهودی است؟ این تا حدی به این دلیل است که هیچ کس به دنبال بررسی شواهد نبوده است. ناظران دیگر به سادگی تغییر و تحریک مداوم را که همیشه جزء لاینفک سرمایه داری بوده است ، دوست ندارند. علاوه بر این ، آنها ممکن است به طور ناخودآگاه از آنچه فریدریش هایک ، فیلسوف ، دیدگاه “آتاویستی” نسبت به بازارها نامید ، مشترک شوند. این تصور که مردم برای زنده ماندن مجبورند نیروی کار خود را با پول بفروشند ، ممکن است این تصور عمیق را نقض کند که مردم اساساً گونه ای تعاونی هستند ، نه رقابتی.

با این حال شاید مهمترین دلیل این باشد که مردم به رسمیت شناختن سازش ها را دوست ندارند. به نظر نمی رسد میل بتواند با این استدلال که تقسیم کار استانداردهای زندگی را به طور قابل توجهی بالا برده است ، نگران نگرانی خود در مورد آثار خیره کننده سرمایه داری باشد. امروزه افراد اغلب اشتباهات مشابهی مرتکب می شوند. کاهش اتحادیه ها ممکن است به دستمزد برخی از کارگران لطمه زده باشد. اما کمتر تصدیق می شود که این امر همچنین ورود کارگران کمتر “سنتی” مانند اقلیت های قومی و زنان به بازار کار را تسهیل کرده است. مشاغل اداری کم تحرک می تواند افراد را چاق کند. اما احتمال مرگ افراد در محل کار بسیار کمتر از قبل است.

تمرکز بی وقفه بر مشکلات بازار کار هنوز کاربرد خود را دارد. این امر مردم را تشویق می کند تا در مورد چگونگی پیشرفت ها فکر کنند. داده ها نشان می دهد که به طور متوسط ​​، مدیران در سال های اخیر پیشرفت کرده اند ، اما ظاهراً برخی از شرکت ها راه طولانی در پیش دارند. بسیاری از مردم هنوز توسط کارفرمایان خود مورد سوء استفاده قرار می گیرند. دنیای کار امروز بسیار بهتر از آن است که منتقدان بخواهند اعتراف کنند. اما هر دلیلی وجود دارد که سعی کنیم آن را حتی بهتر کنیم.

برای تجزیه و تحلیل بیشتر از بزرگترین داستانها در اقتصاد ، تجارت و بازارها ، در خبرنامه هفتگی ما در Money Talks ثبت نام کنید.

این مقاله در برگه Business نسخه چاپی تحت عنوان “همیشه اینطور بوده است” ظاهر شد.

[ad_2]

منبع: bazarche021.ir