[ad_1]

آ BANKER STRANGE تصویری که یکی از فرزندان خردسالش روی دیوار دفترش نقاشی کرده است. صبح روز بعد وقتی به محل کار خود رسید ، متوجه شد که این عکس با یک اعلان بزرگ پوشانده شده است که در آن نقض خط مشی شرکت است ، که به جمع آوری وسایل شخصی در شب احتیاج دارد. چنین واکنشی نه تنها ناچیز بود ، بلکه باعث از بین رفتن انگیزه کامل بانکدار شد. به طور خلاصه ، این مغایر با عقل سلیم است.

مارتین لیندستروم مشاور مدیریتی است که وقت خود را صرف مبارزه با بوروکراسی شرکتی می کند ، که باعث بیگانه شدن مشتریان و همچنین کارمندان می شود. وی حتی برخی از شرکت ها را ترغیب کرده است تا واحدهای ویژه ای را برای مقابله با این مزخرفات ایجاد کنند ، که گاهی اوقات “وزارت عقل سلیم” نامیده می شود ، که عنوان آخرین کتاب او است.

همانطور که آقای لیندستروم می گوید ، شرکت های موفق قادرند خود را جای مشتریان خود بگذارند و این امر منجر به خدمات بهتر و راه حل های معقول می شود. او یک بار به یک صادرکننده کارت اعتباری که دارای امتیازات ضعیف خدمات به مشتری بود ، مشاوره داد. بنابراین او برای شام با مدیران یک رستوران رزرو کرد ، اما بخش کلاهبرداری را دریافت کرد تا مطمئن شود کارت های اعتباری آنها کار نمی کند. هنگامی که یک مدیر سعی می کرد هزینه تاکسی را پرداخت کند ، سپس خشم و خجالت آنها را تماشا می کند که سعی می کنند خودشان به مرکز تماس برسند.

نویسنده در Maersk ، یک شرکت بزرگ حمل و نقل ، به نمونه دیگری از رضایت ضعیف مشتری برخورد. در هنگام بررسی موضوع ، وی دریافت که کارکنان مرکز تماس در مدت زمانی که برای شکایت صرف شده بود مورد ارزیابی قرار گرفتند. این شرکت میزان موفقیت را در طول زمان به عوامل دیگری مانند حل مسئله تغییر می دهد. رضایت مشتری تقریباً دو برابر شده است. این شرکت بعداً مورد حمله سایبری قرار گرفت و این به معنای قطع ارتباط ستاد با کشتی های خود بود. مدیرعامل بخشنامه کارکنان را برای “انجام آنچه که فکر می کنید برای خدمت به مشتری درست است” صادر کرد. این انعطاف پذیری به شرکت کمک کرده است تا از بحران جان سالم به در ببرد و مشارکت کارکنان را بهبود بخشد.

این مشکل غالباً از ارائه مقررات جدید بدون در نظر گرفتن عواقب ناشی می شود. همه گیری نمونه های بسیاری از قوانین جدید را ارائه کرده است که فاقد عقل سلیم هستند. سال گذشته در یک پرواز ، آقای لیندستروم از زوریخ به فرانکفورت پرواز کرد. خدمه از مسافران خواستند فرمي را پر كنند كه در آن از كجا مي گويند و به كجا مي روند تا بتوانند در صورت آلوده شدن ساير افراد رديابي شوند. اما فقط دو قلم در آن بود ، بنابراین ابزار نوشتن از دست به هرمیون منتقل شد. هنگام خروج از هواپیما ، از مسافران خواسته شد هنگام پایین آمدن از پله ها قبل از رسیدن به پایین ، شش فوت فاصله داشته باشند و پس از آن در یک اتوبوس کامل قرار گرفتند.

وقتی صحبت از روابط کارمندان می شود ، قوانین بودجه بندی اغلب منبع ناامیدی است. بسیاری از شرکت ها اصرار دارند که کارگران حتی با وجود گزینه های ارزان تر با مجموعه ای خاص از خطوط هوایی سفر کنند و اصرار به ماندن در هتل های خاص را دارند ، حتی اگر مایل با مکانی که بازدید می کنند فاصله داشته باشند. آقای لیندستروم داستان یک مدیر ارشد را تعریف می کند که آن را به مدت یک روز انجام داد. برای نشان دادن مشکل ، او تصمیم گرفت که مدیر اجرایی را به یک سفر کاری ببرد. این امر به پرواز در ساعت 6.05 صبح (ارزانترین پرواز موجود) نیاز داشت. مدیر عامل موافقت کرد ، اما در کلاس تجاری جایی خلاف سیاست شرکت شرکت کرد. مدیر عامل شرکت سپس سعی کرد ایمیل های خود را در هواپیما بخواند ، این یکی دیگر از نقض قوانین است ، زیرا این شرکت کارمندان را مجبور می کرد فقط در صورت اتصال به یک شبکه امن به ایمیل ها دسترسی داشته باشند. این آیین نامه اطمینان داد که ساعتها غیرقابل دسترسی هستند

چرا شرکت ها نمی توانند از این همه مزخرفات فرار کنند؟ بخشی از مشکل این است که بوروکراسی تمایل ذاتی به تکثیر دارد. شرکت های موفق فقط سه یا چهار سطح گزارشگری دارند. آقای Lindström تخمین می زند که هر لایه گزارش ده درصد به کار کارمند اضافه می کند. و بوروکراسی به این معنی است که وقت کارمندان توسط جلسات بی پایان مصرف می شود ، همانطور که بارتلبی اغلب شکایت می کند. این نویسنده که ظاهراً مجبور به استخدام شده است ، می گوید چنین تجمعات بیش از نیم ساعت طول نمی کشد اقتصاد دان بلافاصله. مستقیما.

اگر مدیریت به سادگی از کارمندان بخواهد ، در بسیاری از شرکت ها می توان تغییرات قابل توجهی به دست آورد. بیشتر کارمندان قادر خواهند بود قوانینی یا روایاتی را ذکر کنند که انجام وظیفه و خدمات صحیح مشتریان را برای آنها دشوار می کند. ایجاد یک واحد ویژه برای ایجاد تغییر ایده منطقی است ، به شرط آنکه از پشتیبانی مدیریت ارشد برخوردار باشد. این البته مستلزم داشتن مدیران عقل سلیم برای ارزیابی نیاز به تغییر است. کارمندان و مشتریان فقط می توانند امیدوار باشند.

این مقاله در بخش تجارت چاپ چاپ تحت عنوان “وقتی عقل سلیم از کار می افتد” منتشر شد

[ad_2]

منبع: bazarche021.ir